دختر تأیید شده
از اواخر سال گذشته نتوانستم دخترِ مجردی‌ام را بفروشم، ولی با مردهایی آشنا شدم که کمی امید می‌دهند. یک مرد بسیار پیر پیشنهاد می‌کند که به او در کابل بروم به‌عنوان محتاج، مرد دیگری که ازدواج کرده و بچه دارد، می‌گوید که برای پول ۳ بار در هفته ملاقات کنیم. هر دو را بر می‌گزیدم و، به‌هرحال، خداحافظ، «قابلِ‌من»، سلام، هرات!